هیاهو
دیده ای یک دکمه از لباسی شل میشودهی لق میخوردآدم را حرصی میکندمیگویی یا می افتد یا میماندو سر آخر اینقدر لج درار میشود که میکنی و پرتش میکنی یه گوشهیا در هیاهویی گم میشودیا یکی بهتر جایگزینش میشود! سعی کن دکمه لق زندگی کسی نباشیکه روزی تو را گم کند... نوشته شده توسط یار قدیم در ساعت | لینک |
شهرستان
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
خبر
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
یک حکایت از ملا نصرالدین
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم...دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از م
دوری و دوستی...
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
۸ خرداد
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
۱۰ خرداد
آنچه گذشت: تابستون 87 جرقه ای بود که پاییز 87 آتش گرفت و تابستون 88 در اوج خودش بود تا اینکه... تا اینکه رفته رفته این آتیش کم و زیاد می شد تا مرز خاموشی می رفت و باز با دمی قوت می گرفت ولی قوتش به تابستون 89 نرسید... خاطره ها گواه اون روزها بودند... شب نخوابیدن و اشک ریختن... با سِیلی از آدم های م
تولدت مبارک
آنچه گذشت: تابستون 87 جرقه ای بود که پاییز 87 آتش گرفت و تابستون 88 در اوج خودش بود تا اینکه... تا اینکه رفته رفته این آتیش کم و زیاد می شد تا مرز خاموشی می رفت و باز با دمی قوت می گرفت ولی قوتش به تابستون 89 نرسید... خاطره ها گواه اون روزها بودند... شب نخوابیدن و اشک ریختن... با سِیلی از آدم های م
عشق
اینو ۶ سال پیش توی فیس بوکم گذاشته بودم الان دیدم زده از روش ۶ سال گذشته: گــفتـی که به احــترام دل باران باشبـاران شـــدم و به روی گـل بـاریدمگفــتـی که بـبـــوس روی نـیلوفـر رااز عـشــق تو گونه های او بوســیدمگفـتی که سـتاره شو دلی روشن کنمن هــمـــچو گــل ســـتاره ها تـابیدمگفتـی که بـرای باغ دل ...
همان روز
براى همه ى ماهمه ى روزها فراموش مى شوندبه جز همان يک روزكه نشانى اش را به هيچكس نگفته ايم بله، قطعا همینطوره...
آخر همون شد
آخر همون شد که تو میگفتی٬ رویای تو از قلب من سر بود با آخرش کاری ندارم چون٬ آغاز این قصه از آخر بود بازم نگفتم چی ازت میخوام٬ پرپر زدن بال و پر عشقه باشه قبوله من یه دیوونم٬ دیوونگی هم یکسره عشقه راحت ترم بدون تو٬ زندونیه این خونه شم انقدر عقلم میرسه٬ از عشق تو دیوونه شم مثل یک خاطره هر ثانیه تو هر ...
اندر احوالات ما
حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ایگفت: یا آب است، یا خاک است یا پروانه ای! گفتمش احوال عمرم را بگو، این عمر چیست؟گفت یا برق است، یا باد است، یا افسانه ای! گفتمش اینها که میبینی، چرا دل بسته اند؟گفت یا خوابند، یا مستند، یا دیوانه ای! گفتمش احوال جانم را پس از مردن ، بگو؟گفت یا باغ است، یا نار است، ی...
دور همی
اصلا تئوری خوبی نیست که برای حالِ خوبت نیاز به دیگران داشته باشی...! اتفاقا تنهایی خیلی هم خوب است!البته که باید تنهایی را بلد باشی... .میخواهی یک فنجان چای بنوشی؟باشه قبول...!اما چرا با یک موسیقی همراهش نمیکنی؟صبح که بیدار میشویحالا مقصدت هر کجا که باشدچطور است یک مقدار زودتر از خانه بزنی بیرون و پ...
دلبسته و وابسته
"ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ" ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ؛ﭼﻮﻥ ﻣﻔﯿﺪﯼ!"ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ" ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ؛ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﻔﯿﺪ ﻧﺒﺎﺷﯽ! ﻣﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﮔﺮﺍﻥﻗﯿﻤﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﺴﺎﺕ ﻣﻬﻢ، ﻭﺍﺑﺴﺘﻪﺍﻡ. ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺟﻌﺒﻪ ﯼ ﺁﺑﺮﻧﮓ ﺑﯽﺧﺎﺻﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ.ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﯽﺁﻣﻮﺯﻧﺪ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽﻫﺎ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ "ﺧﻮﺩ ﻭﺍقعی من" ﻫﺴﺘﻨﺪ...
پاییز
u200fدارد پاییز می رسد انار نیستمکه برسم به دست های توبرگم...پُر از اضطرابِ افتادن... ...
بازم پاییز
بدترین اتفاق در پاییز آن است، که کسی برود؛ رفتن های پاییز با رفتن های دیگر فرق می کند، رفتن های پاییز در سکوت انجام می شوند، رفتن های پاییز شوخی سرشان نمی شود، و زندگی این را به ما خوب یاد داده بود. آدم هایی که در پاییز می روند، هرگز بر نمی گردند، حتی اگر برگردند، دیگر آن آدم سابق نیستند، و این خاصی...